مرحوم دکتر مادو در مرداد ماه سال 1308 در روستای گلپاشین دهستان بکشلو در ارومیه چشم به جهان گشود. او
فرزند سوم کنسطانطین و اما(EMMA) بود. هنوز 9 سال بیشتر نداشت که پدر را از دست داد و
در آغوش مهربان مادر و مادر بزرگش خانم رابی گروشه زندگی کودکی و نوجوانی را
آغازکرد . مرگ پدر و سپس برادر بزرگش ضربه سختی برای او و خانواده بود و همیشه
آرزو می کرد که پدرش برای مدت طولانی تری زنده می بود. دبستان را در مدرسه پسرانه
و دخترانۀ آشوری های ده گلپاشین شروع نمود. سال سوم دبستان مصادف با آغاز جنگ جهانی دوم بود. در آن موقع به
دلیل جنگ و نبود بوجۀ مالی زندگی در مدارس مذهبی
هم بسیار دشوار و طاقت فرسا میبود. پس از 3 سال محروم از مدرسۀ لازاریستها خارج به
کمک دوستان و بدلیل سن بالا او را در کلاس ششم ثبت نام کردند. با همت و سعی شبانه
روزی موفق به تکمیل تحصیلات متوسطه و قبولی در امتحان ورودی دانشکدۀ پزشکی تبریز و
تهران گردید. در آن زمان مدرسین و استادان پزشکی دانشگاه تبریز
فرانسوی و آلمانی زبان بودند و او به دلیل تسلط به زبان فرانسه و همچنین نزدیک به
ارومیه، شهر تبریز را انتخاب کرد و در سال 1337 با اخذ دکترای عمومی پزشکی از آن دانشگاه فارغ التحصیل گردید ودر سال 1349 به
عضوئیت نظام پزشکی در آمد . در پایان تحصیلات و خدمت سربازی با دختری به نام ژولیت
ازدواج کرد و در ارومیه تا به آخر سکنا گزید. حاصل این ازدواج 2 دختر به نامهای کارولین و فابیولا و یک پسر به نام کامیل
است. که هر سه اکنون در آمریکا سکونت دارند. زندگی دوران کودکی و نوجوانی مرحوم
دکتر مادو پر از داستانهای شیرین و غم انگیز بوده است و به شهادت بسیاری از افراد
و سکنۀ ده گلپاشین وی از همان دوران کودکی ، با استعداد، باهوش و پر جسارت بود و
از همنشینی با بزرگان ده و افرادی که معتمد مادرش بودند لذت می برد. شرح خاطرات و
تک تک اتفاقات ده، در قلب و روح او درج شده و اکنون در کتابش به نام "زنگهای
گلپاشین" محفوظ است . حکیم پیره(پره) خود که
از اولین پزشکان طب نوین ارومیه به حساب می آید.به دکتر مادو این چنین نصیحت می
نماید.با ماندن در یک منطقه خواهی توانست به بیمار یهای بومی آن منطقه که
گریبانگیر اهالی آنست ،آشنا شوی و درمان
کنی و هیچوقت طبابت را به خاطر پول انجام نده که آفت دانش توست. زندگی روحانی و مسیحی
دکتر لینکن مادو برگرفته از خانوادۀ مذهبی اوست ، قدمت خادمین مسیحی در سلسله
فامیل او به سال 1790 و کشیش اودیشو باز می گردد. مادرش امه(Emma) و
مادر بزرگش رابی جروشه هر دو در مدارس مبشران آمریکایی تحصیل کرده بودند. در تحصیلات
و علم اندوزی ارزش و اعتبار بسیاری در منزل خانوادۀ مرحوم داشته اند.زندگی پر با
دکتر مادو حاکی از عشق به خدمت به هم وطنان ایرانی و ملت آشوری و
جمعیت کلیسایش می باشد. تجربۀ خدمت در مشاغل عالی دولتی در رشتۀ پزشکی و روحیۀ
صبور و استوار او همیشه حلال مشکلات مردم ارومیه بوده است. محل خدمت شاد روان ،سازمان منطقه ای بهداری
آذربایجان غربی به عنوان کارشناس خدمات بهداشتی ویژه سرپرست مبارزه با بیمار یهای سل بود. در سال
1351 رئیس اداره خدمات بهداشتی استان بود.و در سردشت و شاهرود و ارومیه خدمت نمود
خلاصه و برگزیدۀ خدمات دکتر مادو به هم میهنان ایرانی طی 43 سال طبابت
:
1. خرید و انتقال دارو به شهرستان سردشت در دوران
خدمت سربازی ، چنانکه شهرستان سردشت فاقد داروخانه بود بیماران متحمل راه سفر می
شدند.
2. اقدام به احداث حمام با دوش به جای حمام
خزانه برای جلوگیری از بیماریهای پوستی برای مردم سردشت
3. رئیس مرکز مبارزه با بیماریهای واگیر در زمانی که
قریب 500000 از مردم ایران از بین می رفتند این مرکز بمدت 15 سال اکثر بیماریهای
واگیر را کنترل و از بین برد.
4. معرض و طرح کارت واکسیناسیون اجباری و دفترچۀ
تنظیم شناسنامه بهداشت در سال 1352 که پس از 2 ماه از طرف مقامات وقت تایید و برای هر دانش آموز اجباری شد.
5. جلوگیری از فعالیت فروشگاهای مواد
غذایی بدون یخچال و عرضه مواد غذایی به شهروندان بدون رعایت موازین بهداشتی ، در
مقام رئیس مرکز بهداشت .
6. دستور تبدیل حمام های ارومیه از خزانه به
دوش.
7. واکسیناسیون سراسری آذربایجان (4 بار) جهت
ریشه کن کردن بیماری سل در مفام رئیس درمانگاه سل ارومیه.
8.تعلیم و تربیت پرستاران در زمان ریاست
بیمارستان شیر خورشید (شهید مطهری ارومیه).
9. رئیس پزشکی قانونی و رئیس حوزه نظام وظیفه.
10. عضو سه نفره کمیته حقوق بشر
ارومیه human right
مرحوم دکتر مادو در سال های آخر همت به مرمت کردن
کلیسای حضرت مریم شرق آشور گلپاشین نمود. در آن زمان دیوار های کلیسا مخروبه و در
آن شکسته و همسایگان گوسفندانشان را در حیاط رها کرده بودند. در مدت کوتاهی به کمک
چند خانواده باقی مانده دیوار های بتنی ساخته شد. دربهای فلزی با علامت صلیب بر
آنها نصب شد در مراسم دعا در پایان مرمت مرحوم قول داد که در کلیسا هیچ گاه بسته
نماند. عشق به روستای گلپاشین همیشه و همیشه در قلب پدرم بوده و در زمان بیماری در
آمریکا به مدت 2 سال مشغول گرد آوری نقشه ها و عکس های اهالی آشوری ده و تاریخ و
چرخه مهاجرین به آمریکا و همه و همه را در کتاب "زنگ های گلپاشین" درج
نمود. مرحوم در مدت اقامتش در امریکا در کنار خانواده و نزد دختر بزرگش به سر می
برد. در این مدت خانواده و نوه ها وتمامی دوستانش ساعات خوش و شیرینی را در کنار
او گذراندند. در بستر بیماری تا اخرین نفس چنانکه مختص روحیه استوار و با ایمان او
بود ایستادگی کرد. و قلب بیمار او مانع مطالعه و به زانو در اوردن روحیه سازنده او
شود. ودر سال 1384 زندگی را وداع گفت امروز خانواده و تمامی دوستان در سوگ او
نشسته اند و خاطرات شیرین بودن با او را مرور می کنند و یاد آور عشق او به وطن ،
عشق او به بیماران می باشد
با تشکر از پسر و
همسر آن مرحوم که مرا در تالیف یاری دادند
دکتر سعید اعلم
رضائیه
روحش شاد
